متن سخنان رییس اجراییه افغانستان در نشست با مسوولان رسانه‌ها

۱- گفتگوهای صلح

ما برقراری صلح را نسبت به هر چیز دیگر، مهمترین اولویت افغانستان می‌دانیم. دوام جنگ ۴۰ ساله، تلفات و رنجی را که مردم افغانستان دیده و فرصت‌هایی را که از دست داده و می‌دهند، اولویت صلح را برجسته می‌سازد.

از یک طرف، عمده‌ترین و اساسی‌ترین مانع برای تحقق صلح، موقف طالبان است. متأسفانه در موقف آنها هیچ تغییری نیامده است. دلیل اساسی تداوم این وضعیت، عدم تغییر موقف طالبان برای گفتگو با مردم و دولت افغانستان می‌باشد. طالبان وقت گذرانی می‌نمایند و فکر می‌کنند که شاید بر اثر تماس‌ها و گفتگوها در جاهای مختلف، جایگاه‌شان تقویت می‌شود. آنها باور دارند که با خروج نیروهای بین المللی از افغانستان ضرورت به گفتگو نیست. چون، دوباره می‌توانند برگردند.

از طرف دیگر، باید اعتراف کنیم که ما مسوولان حکومت افغانستان هم نتوانستیم که از اجماع صلح در میان اکثریت مردم و قشر سیاسی نماینده‌گی کنیم. در حالی‌که در اساسات صلح بالاتر از ۹۰ درصد اتفاق نظر دارند.

ما باید اکثریت مردم افغانستان و نماینده‌ها آنها را برای دست یافتن به صلح با خود می‌داشتیم. در این مورد کوتاهی وجود داشته و دارد. یکی از دلایل پراکنده‌گی و تشدد در کوشش‌ها همین مسأله است.

این وضعیت، ایجاب یک تصمیم مشترک را در میان حکومت، قشر سیاسی، احزاب سیاسی، علمأ، جامعه مدنی و مردم افغانستان می‌کند.

اما متأسفانه مخالفت و موضع‌گیری‌های بعضی از سران سیاسی کشور در حدی است که هر ابزار را برای تضعیف رهبری دولت مجاز می‌دانند. با آنکه در این مرحله حساس توقع می‌رود که با در نظرداشت اختلاف نظرها، نارضایتی‌ها و کمی‌و کاستی‌هایی‌که وجود دارد، در جبهه صلح همه باید متحد باشیم.

تکت‌های انتخاباتی تشکیل شده، رقابت‌های سیاسی وجود دارد و مبارزات انتخاباتی هم به زمانش آغاز می‌شود؛ اما نباید از اهمیت کار و موضع‌گیری مشترک در پروسه صلح ب‌کاهد.

۲- منطقه و جامعه بین‌المللی

آیا کشوری در منطقه است که منافع خود را در تداوم جنگ افغانستان ببیند. آیا هدف جامعه بین المللی در افغانستان ادامه جنگ است؟ متأسفانه یکی از کشورهای منطقه می‌خواهد که در افغانستان یک نظام مزدور و یا ضعیف حاکم باشد. برای حل این مسأله ما راه حل پیدا کرده نتوانستیم و شرطی‌که وجود دارد برای مردم افغانستان قابل قبول نیست.

البته، اجماعی که پس از سقوط طالبان در منطقه و جامعه بین المللی وجود داشت، اکنون ندارد. چون، اوضاع منطقه و عرصه بین‌الملل تغییر کرده است. در این باره موضع‌گیری‌های مختلف وجود دارد؛ اما به صورت کُل یک تعامل میان دولت افغانستان با سایر کشورها به ویژه ایالات متحده امریکا و ناتو صورت گرفته که پابرجاست.

در اجلاس سال گذشته ناتو نیز تاکید بر تعهدات جامعه بین المللی در قبال افغانستان گردید.

۳- حضور نیروهای امریکایی در افغانستان

یکی از بحث‌های جدی در داخل، منطقه و جامعه بین المللی حضور نیروهای ایالات متحده امریکا و دوام همکاری‌شان در افغانستان است. دولت امریکا در استراتژي جنوب آسیا، حضوری نیروهایش را منوط به شرایط حاکم در افغانستان کرده است و نحوۀ همکاری و حمایت آن‌ها نیز به همین اساس تنظیم می‌گردد.

بحث حضور دایمی و پایگاه دایمی ایالات متحده امریکا در افغانستان هیچ وقت مطرح نشده و هیچ موافقه در ارتباط با آن وجود ندارد. تعهداتی برای مبارزه با تهدیدات مشترک علیه صلح در منطقه و منافع کشورها وجود داشته که براساس آن همکاری ادامه می‌یابد.

اگر تصمیم گرفته شود که بخشی از این نیروها از افغانستان خارج ‌شود آیا این پایان دنیا برای افغانستان خواهد بود و همه ما بنشینیم و منتظر قیامت باشیم. نه!

همین اکنون بیشترین مسوولیت تأمین امنیت به عهدهٔ نیروهای امنیتی و دفاعی ماست که در سراسر افغانستان در دفاع از مردم قرار دارند. در اینجا بازهم از قربانی‌های نیروهای امنیتی و دفاعی کشور قدردانی می‌کنیم و نمی‌توانیم به حرف حق آن‌ها را ادا کنیم.

در ضمن، اگر بخشی از نیروها از افغانستان بیرون شود آیا این پایان تعهدات جامعه بین المللی در حمایت از افغانستان و نیروهای امنیتی و دفاعی ما خواهد بود؛ به صورت قطع چنین نیست. حتی این بحث در جریان نیست؛ اما احتمال دارد که تعداد نیروها کاهش پیدا کند. هرچند، این هدایت برای تنقیص نیروهای امریکایی در افغانستان داده نشده است.

این احتمال هم می‌رود که یک روزی نیروهای خارجی از افغانستان بیرون شود و ما هم باید برای چنین روزی خود را آماده بسازیم تا به کمک مردم افغانستان روی پاه خود بی‌ایستیم. اما همکاری‌ها باید ادامه پیدا کند، چون ادامه همکاری‌ها به نفع ایالات متحده امریکا، جامعه بین المللی و صلح و ثبات در منطقه است.

۴- گروه‌ها و اقشار سیاسی

یکی از خوبی‌های وضعیت سیاسی موجود این است که هم‌وطنان ما در عرصه‌های مختلف از حقوق‌شان برخوردارند. اگر یک بخش از قشر سیاسی کشور تصمیم می‌گیرند که با نماینده‌های طالبان در جای دیگر صحبت کنند، حق‌شان است و این را کسی انکار کرده نمی‌تواند.

ولی یک مسأله را باید در نظر داشت که اگر ما بنابر شکایت‌ها، کمبودی‌ها، اعتراضات و انتقاداتی‌ که داریم، محوریت دولت را به عنوان یک چتری که در زیر آن باید از حقوق همه مردم دفاع صورت می‌گیرد، نادیده بگیریم و خود ما را نفی کنیم. این باعث می‌شود که لجاجت طالبان بیشتر شود و با مردم افغانستان لجوجانه‌تر برخورد نمایند.

نیت خوب و پیاده کردن آن برای صلح قابل استقبال است؛ اما در نتیجه اگر طالبان فکر کنند که از این طریق در میان مردم افغانستان رخنه ایجاد نمایند و اهداف خود را پیش‌ ببرند. اگر ما هم کاری کنیم که آنها تشویق شوند به این‌که تحمیل امارت اسلامی بالای مردم افغانستان مقدور است. چون، امروز اختلاف وسیع در میان قشر سیاسی وجود دارد و آنها می‌تواند از این استفاده کنند.

طالبان به جزء امارت اسلامی خودخوانده ‌شان هیچ طرحی دیگر را قبول ندارند.

۵- طرح حکومت موقت

وقتی ما در باره حکومت موقت موضع‌گیری و صحبت می‌کنیم، متاسفانه اینگونه برداشت می‌شود که مخالفت ما با حکومت موقت به دلیل بودن ما در نظام حاکم است. به هم‌وطنان خود اطمینان می‌دهم و تاکید می‌کنم که اولویتی بالاتر از صلح در راستای تأمین منافع مردم افغانستان وجود ندارد و همه مسایل دیگر ثانوی است.

ولی طرف مقابل ابتدایی‌ترین قدم را برای آغاز مذاکره و گفتگو با حکومت افغانستان برنمی‌دارد و از آن بنام‌های مختلف طفره می‌رود. مثلأ طالبان می‌گویند که با شما به حیث نماینده‌ یک قوم و یک گوشهٔ از مردم افغانستان صحبت می‌کنیم. چون، دیگر ما نمی‌خواهیم که امارت اسلامی مثل سابق باشد و باید دیگر مردم افغانستان هم شامل آن باشد. آیا مسأله به همین ساده‌گی است که همین‌طور فکر شود؟

در اینجا باید احتیاط و تدبیر بیشتر نماییم.

یکی از شخصیت‌های کشور درباره حکومت موقت صحبت می‌کند و تلاش‌های را به راه انداخته است. او فکر می‌کند که اگر حکومت موقت شد، مثل حکومت موقت گذشته می‌باشد و یا حداقل رأس آن چنین می‌شود. باز ار نو سلسله را شروع می‌کنیم.

اما مردم افغانستان به آن بیداری رسیده و نیاز نیست که ما آنها را متوجه این مسأله بسازیم.

چرا می‌گوییم که در این موارد با تدبیر و دورنگری صحبت شود، چون، همه ما در برابر دستاوردهای ۱۸ سال گذشته که با قربانی‌های سنگین بدست آمده، مسوول هستیم. اما واقعیت مسأله همین است که اگر محور همه چیز را شخص خود ما و آینده خود ما ببینیم به جایی نمی‌رسیم.

پس مهمترین چیزی‌که باعث تقویت و موفقیت مردم افغانستان در پروسه صلح با حفظ دستاوردهای ۱۸ ساله برای دفاع از حق مشروع و موضع مشروع شان می‌گردد؛ اتفاق قشر سیاسی کشور است که باید ایجاد گردد.

اگر کسی فکر کند که با بعضی حرکت‌ها، طالبان نسبت به دیگران به یک کسی دیگر مهربان‌تر است؛ محاسبه‌اش اشتباه می‌باشد.

۶- مذاکرات ایالات متحده امریکا با طالبان

اساس را بر خوش‌بینی و ضرورت تأمین صلح می‌گذاریم؛ اما در این زمینه سوالاتی وجود دارد. یک اصل عمده در مذاکرات صلح با طالبان، مذاکره مستقیم با حکومت افغانستان است که دولت و مردم افغانستان روی آن تاکید دارند. اگر در جای این اصل مراعات نشده قابل اصلاح است.

مثلأ، طالبان به ایالات متحده امریکا وعده داده که با تروریزم مبارزه می‌کند و شما جدول خروج نیروها را آغاز کنید. آیا فکر می‌کند که یک کشوری مثل امریکا این موضوع را اینقدر سهل می‌گیرد؟ ایالات متحده امریکا در زمان حاکمیت طالبان در باره اسامه بن‌لادن هم با آنها مذاکره کرده بود که نتیجه‌اش حادثه ۱۱ سپتامبر شد. هزینه آن حادثه از نظر تلفات انسانی و خسارات مالی معادل تمام مصارف ایالات امریکا در افغانستان است.

آیا دنیا با تمام این سرمایه‌گذاری‌ها و هزینه‌ها یکباره تصمیم می‌گیرد که افغانستان را ترک و فراموش کند و بگذارد که هر اتفاقی رخ دهد. من به این باور نیستم؛ اما ما مسوولیت داریم که این زمینه را مساعد بسازیم که روی پای خود بی‌ایستیم. متکی بودن دوام‌دار به نفع هیچ‌ کشور نیست.

چیزی‌که کمبودش بیشتر احساس می‌شود، فعالیت‌های ماست. در کنار اینکه فعالیت‌های ما چشم‌گیر نیست، نحوه تبلیغاتی که در مورد آن صورت می‌گیرد، نیز موثر نیست. برخی‌ها به جایی‌که به قضایای کلان مملکت بپردازند به فکر این هستند که نشان دهند، ما چقدر خوب کار می‌کنیم. اگر بسیار خوب کار کردیم، وضعیت جاری در کشور نتیجه چه است.

ما نباید به این ضرورت داشته باشیم که هر روز خود را تعریف کنیم که چند ساعت کار می‌کنیم و دیگران هم معاش بگیرند و به ما بگویند که ما چقدر خوب کار می‌کنیم.

مردم افغانستان ما را در باره وضعیت امنیتی، فقر، بیکاری، فساد اداری و مشکلات دیگر مسوول می‌دانند و ما هم مسوولیت داریم که به کار مردم بپردازیم و کار آنها را پیش ببریم.